مصطفى النوراني الاردبيلي
220
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى )
آن استفاده مىكنند . همچنين زاج احمر ، زاج اخضر ، زاج اصفر ، زاج البحر ، زاج بلورى ، زاج الحامد ، زاج سورى ، زاج لارى و زاج كرمانى از انواع زاجها ذكر شده است . « 1 » زاج اخضر : زاج سبز : به هندى هيراكسيس نامند و به يونانى مسيق و بهترين آن قبرسى طلايى شبيه به لمع كواكب است كه آن را ماليطرنا گويند و چهار قسم است : 1 - در بالاى معدن مس شبيه برف منجمد مىگردد 2 - بالاى معادن يافت مىشود . 3 - مخلوط به خاك مىباشد ( امتزاج ارضيت ) 4 - در معادن مختلف يافت مىشود . زاج اخضر گرمتر و خشكتر از ساير اقسام آن است نافع نواصير بينى و منقى گوش و نافع دردهاى ناشى از سردى و قاتل كرم است . زاج اصفر : زاج زرد : آن را قلقطار گويند زاج زرد بهترين اقسام زاجها است و افضل آن طلايى و درخشنده آن است مزاج آن گرم و خشك در درجه سوم است و گوشت زائد جراحت را بخورد و بسوزاند لطوخ آن قروح بينى را نفع دهد و اورام لثه را دور كند زاج الاساكفه : به فارسى زاج كفشگران مىگويند . انواع ديگر زاج ، زاج اسود ، زاج البحر ، زاج بلورى ، زاج الجامد ، زاج سورى ، زاج قبرسى ، زاج لارى ، زاج المطبوخ ، زاج المقطر مىباشد . « 2 » زاج بر وزن ياج معرب زاك است و آن جوهرى باشد كانى شبيه به نمك . « 3 » حمزه گويد زاج ( روى ) زمين را گويند و اهل آذربايجان ( سرب ) را ( ازاگنده ) خوانند و منشأ و اشتقاق ( زاگ ) اوست . و به لغت رومى ( ستفتريا ) گويند . و ( شبّ يمانى ) از جمله زاگها نيكوتر است و لطيفتر و گفتهاند : هر زاكى كه پاكيزه باشد او را شبّ يمانى گويند . و بعضى را لون ( رنگ ) زرد بود و بعضى را سياه و بعضى سرخ .
--> ( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 66 - 129 - 158 - 205 . ( 2 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 85 - 84 - 83 . ( 3 ) - برهان قاطع ، ج 1 ، ص 621 .